
سر بریدند آسمان را در زمین چیست حس مردم این سرزمین خواب دریا غرق خون تعبیر شد دشنه ای با تشنه ای درگیر شد این گذشت اما غزل یک بیت نیست حسن مطلع را نمی باید گریست جنس تاریخ و حکایت نیست عشق کینه و زخم و شکایت نیست عشق عشق یعنی جمع جبر و اختیار عشق یعنی مردنی با اقتدار عشق جمع کفر با ایمان محض عشق یعنی خلقت انسان محض خواب ماندیم و غزل مسکوت ماند قلب ها در گوشه ی تابوت ماند جهل در افکار مومن عود کرد کفر در ایمان مومن عود کرد عشق با مدحی سبک تعریف شد کی چنین مدحی به ما تکلیف شد ما کجا این خانه را در...
ادامه مطلب